شيخ ذبيح الله محلاتى
154
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
خدا و پيغمبرى موسى و تفضيل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر جميع پيغمبران و تفضيل على بن ابى طالب و ائمه طاهرين صلوات اللّه عليهم بر سائر اوصياء پيغمبران و بسوى بيزارى از پروردگارى فرعون دعوت مىكرد تا اينكه بدگويان ماجرا را بفرعون گفته و فرعون فرمان كرد تا حزبيل را حاضر كردند با جماعتى كه بفرعون گفته بودند حزبيل مردم را بمخالفت تو دعوت مىكند پس آن جماعت گفتهاند كه ما شهادت مىدهيم كه حزبيل كفران نعمت فرعون كرده و مردم را بمخالفت او دعوت مىكند حزبيل گفت اى پادشاه تا به حال از من دروغ شنيدهاى گفت نه حزبيل گفت از اين جماعت بپرس كه پروردگار ايشان كيست گفتهاند فرعون پروردگار ما است گفت از ايشان بپرس كى شما را آفريده گفتهاند فرعون ما را آفريده گفت از ايشان بپرس روزىدهندهء ايشان كيست گفتهاند روزىدهندهء ما فرعون است حزبيل گفت از ايشان بپرس كى دفع مىكند بلاها و بديها را از ايشان گفتهاند فرعون دفع مىكند حزبيل گفت گواه مىگيرم ترا و هركه حاضر است نزد تو كه پروردگار ايشان پروردگار من است و آفرينندهء ايشان آفرينندهء من است و روزىدهندهء ايشان روزىدهندهء من است و دفعكنندهء بلاها را از ايشان و اصلاحكنندهء معيشت ايشان دفعكنندهء بلاها را و اصلاحكنندهء معيشت من است و مرا پروردگارى و روزىدهندهء غير پروردگار و روزىدهنده ايشان نيست و غرض حزبيل پروردگار و خالق و رازق واقعى ايشان بود و اين معنى بر فرعون و حاضرين مخفى ماند گمان كردند كه او فرعون را مىگويد پس فرعون رو به آن جماعت كرد و گفت اى مردان بدكردار و اى طلبكنندگان فساد در ملك من و ارادهء فتنهكننده ميان من و پسرعم من و ياور من همانا شما مستحق عقوبت من شدهايد كه مىخواستيد پسرعم مرا كه خليفه من است در مملكت من و وليعهد من است هلاك بنمائيد و در پادشاهى من رخنه بيندازيد پس امر كرد كه ميخها آوردند و آنها را خوابانيدند و ميخها را بر ساقها و سينههاى آنها كوبيدند و با شانهاى آهنين گوشت